سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام
!!!!
خوبین؟ به اندازه سلامم دلم براتون تنگ شده بود. هی آپ نکردم گفتم وقتی بروبچ از تعطیلات برگشتن آپ میکنم. ولی درست و حسابی نیومدن هنوز! گفتم واسه تولد کریس آپ میکنم که یه مورد فوتی پیش اومد نشد. گفتم عضو جدید که اومد با تولد ایزی یه جا آپ میکنم ولی مثل اینکه این بروبچ خیال ندارن یه نفرو انتخاب کنن. اگه تو همه انتخاباشون اینقدر مشکل پسند باشن فکر کنم حالا حالا ها باید واسه دیدن عروسی یکیشون صبر کنیم! وای بچه ها دلم براتون خیلییییییییییییییییییییی تنگ شده بود. میبینم که تولد ایزی جونمه و 26 سالش شد. امیدوارم 999999999999999999999999999 سال عمر کنه و پیش بروبچ بمونه. همینجا باید به خیلیاتون بگم (با اینکه یه ذره دیره) که نگین جون نرفته و هنوزم آپ میکنه فقط به خاطر کنکور یه مدت تقریبا طولانی نبود که دل هممون براش تنگ شده بود و همینطور شبنم جون که از این به بعد با نگین جون مینویسه. البته با اجازه دوتا دوستای گلم نگین جون و شبنم جون باید قبول شدنشونو توی کنکور تبریک بگم. خدا میدونه چقدر از شنیدن این خبر خوشحال شدم. چون هر دوتاشون خیلییییییییییییییییییییییی زیاد زحمت کشیده بودن و من مطمئن بودم که قبول میشن. و این غیبت کبری هر دوتاشون ارزششو داشت. خب تولد ایزی کوچولومونه! که البته دیگه کوچولو نیست!!!!! تولد داداشیمو به خودش و تمام طرفداراش از جمله شبنم جون تبریک میگم. و تموم شدن تابستون رو به همه تسلیت میگم! بیخیال بابا نمیخوام وسط جشن حرف از مدرسه بزنم!
راستی به همه تون پیشنهاد میکنم که اگه تا حالا آپ ترانه جون و افسون جون رو نخوندید که بعید میدونم حتما برید بخونید که بفهمید وینی واقعا چه آدمیه. اون واقعا ثابت کرد که با اون چیزی که نشون میده و ما میشناختیمش زمین تا آسمون فرق میکنه. بعد از خوندن آپ ترانه و افسون جون اینقدر عصبانی بودم که نتونستم کل نامه ها رو بخونم. راستشو بگم وقتی اومد تو گروه من شخصا فکر میکردم که بچه ساده و مهربونیه که اومده تا گروه رو نجات بده. فکر میکردم چقدر به گروه میاد فکر میکردم چقدر معصوم و با نمکه. فکر میکردم از این به بعد میتونیم داداش کوچیکه صداش کنیم. من بهش میگفتم فرشته کوچولو. اصلا فکر نمیکردم همون فرشته کوچولو یه روز به همین راحتی همه ما رو بذاره و اونقدر راحت بره. دلهای همه فنا تا اون موقع به اندازه کافی از دست مایکل و کریس شکسته بود و تازه داشت تیکه هاش به هم جوش میخورد و تازه داشتیم به دوری کریس که تازه رفته بود عادت میکردیم. تازه داشتیم عادت میکردیم که دوری یکی از پنج تیکه قلب و روحمون رو تحمل کنیم. اصلا فکر نمیکردم که اون قلبا باید خودشونو واسه دوباره شکستن و دوری دوباره آماده کنن. فکر نمیکردم کسی که اینقدر دوستش داشتیم فقط به خاطر شهرت اومده باشه. نمیدونستم پشت اون چشمای سبز و معصومش چی میگذشت. ولی میدونین چیه؟ احساس میکنم پنج نفری که نفر آخر هم تا چند روز دیگه انتخاب میشه دیگه با هم بمونن و دیگه الکی الکی گروه رو ترک نکنن. خدا کنه احساسم درست باشه. وای بازم تولد رو خراب کردم. واقعا متاسفم ولی دلم پر بود. ببخشید. ولی فکر میکنم وینی هم یکی از اتفاقات و اشخاصی بود که گروه توی راه موفقیتش مواجه میشه ولی هیچ چیز و هیچ کسی نمیتونه اونا رو از ادامه کارشون منصرف کنه. وینی یکی از کسانیه که این شانس رو پیدا کرد تا به آسفایو بیاد ولی قدر فرصتشو ندونست و توی قلب طرفدارا به جای عشق یه خاطره بد از خودش به جا گذاشت و رفت تا به تاریخ آسفایو بپیونده. الان یاد اون یه تیکه ای افتادم که ریچی میخونه :
The things that we face make us wiser……
ا......... چه جالب دارم آهنگ گوش میدم الان همین آهنگ اومد و همین حالا ریچی این تیکه رو خوند...... فکر میکنم منظور از "ما" تو این یه تیکه طرفدارا هم باشه....ما در هر صورت باید با بروبچ باشیم و ساپورتشون کنیم.
راستی چند تا خبر و مطلب جالب دارم:
میدونستین خواهر و برادر ایزی خواهر و برادر واقعیش نیستن؟ و ایزی تا حالا پدرشو ندیده چون وقتی کوچیک بوده خانواده رو ترک کرده.
ایزی چهارم سپتامبر اولین جلسه تمرین و آموزش کشتی کجشو داشته؟ وااااااااااااااای ایول. خودم این خبر رو توی سایت مدرسه کشتی کج خوندم. (ایزی طرفدار برادرای هاردیه. مخصوصا جف هاردی که تیشرتشو توی خیلی جاها تا حالا پوشیده. تیپش هم عین تیپ جف هاردیه. اولین بار که مسابقه جف هاردی رو دیدم یه لحظه قلبم هری ریخت و فکر کردم ایزیه! موهای بلند و رنگ شده اش. گردنبند متالش. ساقهای مات و طرحدارش. واقعا آدم فکر میکنه خود ایزیه.)
یه خبر جالب دیگه اینکه کیسی یه خواهر زاده یا برادر زاده کوچولو داره که تازه به دنیا اومده و دختره....نازی!
چند روز پیش داشتم از فرط بیکاری با تقویم گوشیم ور میرفتم که فکر کردم تقویم سالهای تولد بچه ها رو بیارم و ببینم چه روزی از هفته به دنیا اومدن:
ریچی دوشنبه (ا...مثل من!)
کیسی شنبه
ایزی دوشنبه (کلا ایزی مثل اینکه تو همه موارد شبیه ریچیه!)
کریس یکشنبه(روز تعطیل!!!!از همون اول همیشه دیر میکرد! یادتونه وقتی تو گروه بود هم همیشه صبحها خواب میموند و بچه ها با مشت و لگد بیدارش میکردن!!!!!)
جی چهارشنبه
وینی(فقط به خاطر اینکه یه روز دوستش داشتم) پنجشنبه
خب بروبچ چون عکس جدیدی ندارم شرمنده......فقط اینم بگم که همونطور که میدونین با باز شدن دوباره مدرسه ها خیلی کمتر میام (حالا مثلا تابستون چه گلی به سر وب زدم که موقع مدرسه ها بزنم!!!!) ولی امسال خیلی بیشتر باید بخونم چون نهایی دارم و معدلم یه درصد قابل توجهی از رتبه و تراز کنکورمه و تابستون بعدی رو هم باید برم مدرسه برای پیش! برام دعا کنین! باشه؟ مرسی از اینکه آپمو خوندین. نمیدونم چرا دلم خیلی گرفته....راستی شرمنده که نتونستم به وبلاگهای خیلیاتون سر بزنم... دوستون دارم...بای تا های.
God Bless
Negin.US5>>>>> Born & proud to be an US5 fan. XXXXX